محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
42
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ممكن است كه هركدام از آنها در كسب فضيلت و استحقاق اجر و ثواب سهمى داشته باشد و نقش خود را ايفا كند . امّا رابطهء تركيبى بين تلاش و كوشش و سهولت عمل را با وضوح بيشتر در قرآن كريم مشاهده مىكنيم . بنابراين ، سهولت عملى در ارتباط با شعاير ، هيچ منافاتى با مفهوم تلاش و كوشش ندارد ؛ بلكه رنگ طبيعت انسانى را بر آن مىافزايد . و هدف اين كوشش را به سمت دور كردن روح مشقّت جهت مىدهد ؛ رنج و مشقّتى كه عقل آدمى آن را پذيرا نيست و هيچ ضرورت اخلاقى آن را نمىطلبد ؛ چنانكه تنگنا و سختگيرى را در ديندارى نمىپذيرد ؛ سختگيرى كه در حال حاضر به تلاش و كوشش پايان مىدهد ، بدون اينكه چيزى براى آينده اندوخته كند تا بتواند ادامه دهد . اين كوششى كه در برابر فرمان عقل تسليم است و به فضيلت و اعتدال معروف ، بلكه خود حدّ ميانهاى است كه حكما و فلاسفه از آن سخن گفتهاند و قرآن در تعيين مراتب ارزش هر كارى برحسب تلاش و كوششى كه مبذول مىكنند ، ارزش هر كارى را بالا مىبرد و تنظيم مىكند . و پستترين حدّى دارد كه براى انسان معمولى قابل فرض است و افزون بر آن ، كمال است كه قرآن بر آن تشويق مىكند و درجات فضيلت و مراتب ثواب بر آن اساس افزون مىگردد . امّا آنچه مربوط به بخش دوم كتاب است ، مخصوص اخلاق عملى است . نويسندهء كتاب راه و روشى را براى عرضه كردن مطالب برگزيده است كه با روش غزالى و كسانى از نويسندگان كه بر اساس آيات قرآن كريم راه غزالى را پيش گرفتهاند ، متفاوت است . وى به جاى اينكه تمامى آياتى را كه به رفتار انسان مربوط است يك جا جمع كند ، به ذكر آياتى بسنده كرده است كه به روشنى قاعدهاى از قوانين سلوك و رفتار را شرح مىدهد و در حدّ امكان از تكرار فاصله مىگيرد و برحذر است . و به جاى اينكه مقيّد به پىدرپى آوردن سورهها و يا ترتيب ابجدى باشد ، روش نظام منطقى را رجحان داده است . بدين ترتيب ، نصوص قرآنى ؛ هر گروه را برحسب نوع علاقه و ارتباطى كه هر قاعدهاى از قواعد اخلاق آنها را نظم مىدهد ، در فصل مخصوصى جمع كرده . بنابراين ، فصل اوّل كه مخصوص اخلاق فردى است ، مشتمل بر آياتى است كه با آموزههاى اخلاقى فردى و توان اخلاقى ، و صفاى روح ، و پايدارى ، و پاكدامنى ، و سيطره بر شهوات نفسانى ، و فروخوردن خشم ، و اخلاص ، و آرامش ، و فروتنى ، و خويشتندارى در صدور حكم ، و خوددارى